۱۴۰۴ دی ۲۵, پنجشنبه

اوج اعتراضات درایران وگفته رئیس جمهور آمریکا

 

حمله آمریکا به ایران؛

 تغییر رژیم یا بازی پرهزینه قدرت‌ها؟




2 ساعت پیش

با اوج‌گیری اعتراضات سراسری در ایران و تشدید سرکوب‌ها، بحث درباره مداخله احتمالی نظامی آمریکا این روزها مرکز توجه رسانه‌های دنیاست. 

https://p.dw.com/p/56pBs

   به عقیده برخی تحلیلگران، مداخله نظامی چشم‌انداز روشنی برای تغییر رژیم ندارد. هم‌زمان با تداوم اعتراضات سراسری در ایران و افزایش شمار گزارش‌ها از سرکوب خشن، کشتار و بازداشت‌های گسترده و تهدید معترضان به اعدام، بحث درباره نقش و مسئولیت جامعه بین‌المللی و احتمال مداخله خارجی نظامی در ایران بار دیگر به‌طور جدی موضوع محافل سیاسی شده است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، از زمان قطع گسترده اینترنت در ایران و کشتار و بازداشت معترضان بارها هشدار داده است که در صورت ادامه این وضعیت، آمریکا دست به "اقدامی بسیار جدی" خواهد زد.

ترامپ روز سه شنبه، ۱۳ زانویه در حاشیه سفر به دیترویت در گفت‌وگویی کوتاه با شبکه خبری سی‌بی‌اس، گفت که به دنبال "پیروزی" است و برای توضیح منظور خود به نمونه‌هایی چون سرنوشت نیکولاس مادورو در ونزوئلا، ابوبکر البغدادی در عراق، قاسم سلیمانی فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه و همچنین حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران اشاره کرد.

هم‌زمان، ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال از مردم ایران خواست به اعتراضات ادامه دهند و وعده داد که "کمک در راه است". کاخ سفید نیز اعلام کرد که رئیس‌جمهور آمریکا در حال بررسی گزینه انجام حملات هوایی علیه جمهوری اسلامی برای متوقف‌کردن سرکوب معترضان است.

دراروپا نیز واکنش‌ها قابل توجه بوده است. وزیر امور خارجه آلمان در سفر به واشنگتن، با دفاع از سخنان فریدریش مرتس، صدراعظم این کشور، اعلام کرد که "رهبری حاکم در تهران دیگر هیچ مشروعیتی ندارد". مرتس پیش‌تر گفته بود که به باور او، جمهوری اسلامی در "روزها و هفته‌های پایانی" خود قرار گرفته است؛ اظهاراتی که از سوی برخی ناظران به‌عنوان نشانه‌ای از تغییر لحن اروپا در قبال تهران تلقی شده است.

این اظهارات در روزهای اخیر با سخنان شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، ابعاد تازه‌ای یافته است؛ عبادی در گفت‌وگویی با دویچه‌وله تأکید کرد که "جلوگیری از کشتار مردم مستلزم جنگ نیست" و خواستار اقداماتی مشخص برای حمایت از معترضان شد. او از جمله پیشنهاد داد قطع کانال‌های ارتباطی جمهوری اسلامی، به‌ویژه صداوسیمای دولتی، و نیز حذف فیزیکی علی خامنه‌ای و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران می‌تواند به مردم ایران کمک کند و مانع ادامه کشتار شود.

در چنین فضایی، پرسش‌های بنیادینی بیش از پیش مطرح می‌شود: هدف واقعی آمریکا از یک مداخله نظامی احتمالی در ایران چیست؟ آیا چنین مداخله‌ای به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی است، یا تضعیف ساختار قدرت، یا حذف کامل نظام؟ تجربه جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائيل چه چیزی درباره توان یا ناتوانی مداخله نظامی در تغییر ساختار قدرت در ایران نشان می‌دهد؟

در گفت‌وگویی تحلیلی با منصوره شجاعی، پژوهشگر، نویسنده و فعال حقوق زنان، و دامون گل‌ریز، تحلیلگر امور بین‌الملل و مدرس روابط بین‌الملل در مدرسه عالی لاهه و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک لاهه به بررسی این پرسش‌ها پرداخته است:

پرسش: از نظر شما هدف واقعی مداخله نظامی احتمالی آمریکا یا اسرائیل در ایران چه می‌تواند باشد: تغییر رفتار یا حذف کامل جمهوری اسلامی؟

منصوره شجاعی: برای پایان دادن به کشتار و خشونت یک حکومت دیکتاتوری، بی‌تردید راه‌هایی وجود دارد که الزاما از مسیر مداخله نظامی حکومت‌هایی نمی‌گذرد که هیچ‌گونه اهمیتی به حق تعیین سرنوشت ملت‌ها نمی‌دهند و آشکارا مفاد اعلامیه حقوق بشر را زیر پا می‌گذارند.

افزون بر این تصور نمی‌کنم که اهداف آمریکا و اسرائیل الزاما از یک جنس باشد. جغرافیای گسترده ایران، منابع طبیعی، موقعیت سوق‌الجیشی این کشور، تمدن غنی و ملت توانمند آن در منطقه خاورمیانه، طی سال‌ها باعث شده که ایران از نگاه نتانیاهو همچون رقیبی بالقوه باشد. حالا این رقابت به دلیل جاه‌طلبی‌های جمهوری اسلامی در جنگ‌های نیابتی از یک سو و با حملات نظامی اسرائیل به غزه از سوی دیگر تبدیل به دشمنی و انتقامجویی‌های خونبار شده است.

دامون گلریز: واقع‌بینانه‌ترین هدف آمریکا می‌تواند تضعیف ساختار قدرت و ایجاد فشار برای تغییر رژیم باشد.

پرسش: تجربه جنگ ۱۲ روزه چه نکاتی را درباره توان یا ناتوانی مداخله نظامی در تغییر ساختار قدرت در ایران نشان داد؟

منصوره شجاعی: در تئوری مداخله نظامی، آنچه تقریبا نادیده گرفته می‌شود نقش جامعه مدنی، نهادهای حقوق بشری بومی و نهادهای حقوق بشری بین‌المللی است. در میان این سه عامل یاد شده، در جنگ دوازده روزه نقش جامعه مدنی تعیین‌کننده‌تر از دو عامل دیگر بود. یعنی همان "اتخاذ سکوت و راه سوم" که به نوعی تبیین مواضع ملی بر نحوه تغییر ساختار قدرت بود.

اما در تئوری مداخله نظامی موضوع دیگری که بر آن تاکید وجود دارد، منفعت و بهره حکومت‌ها از مداخله نظامی است، هرچند ناگفته مانده و می‌ماند. "نقطه‌زنی"‌هایی که می‌توانست ساختار قدرت را تغییر دهد، آنجا که به زیرساخت‌های موشکی مربوط می‌شد از قضا دقیق بود اما آنجا که می‌توانست روزنه‌هایی برای رهایی مردم از دیکتاتوری باشد دقیق انجام نشد و حاصلی که از آن به دست آمد نه تغییر ساختار قدرت در ایران که کمرشکنی اقتصاد و انتقام‌جویی‌ها و مظلوم‌نمایی‌های حکومت سرکوبگر بود.

دامون گلریز: تفاوت اصلی میان اعتراضات اخیر و جنگ دوازده روزده در این است که امروز شاهد وجود یک خیزش مردمی هستیم. بنابراین تضعیف رژیم از طریق این اعتراضات شرایط بالقوه مساعدتری برای تغییر رژیم از طریق حمله نظامی فراهم می‌کند.

پرسش: نقش عوامل داخلی ایران از جمله انسجام حاکمیت، وضعیت اقتصادی و نارضایتی اجتماعی را در موفق یا ناموفق بودن چنین مداخله‌ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟

منصوره شجاعی: هرسه عامل مورد اشاره شما، در ایران به عین مشاهده می‌شود. اما عاملی که می‌توانست و امید است که شاید هنوز بتواند به خنثی کردن طرح مداخله نظامی کمک کند ائتلافی متکثر از نمایندگان اپوزیسیون از طیف‌های متفاوت است. در چنین ائتلافی، نادیده گرفتن حتی کوچکترین طیف اپوزیسیون موجود، نادیده گرفتن حقوق افرادی است که به آزادی و دستیابی به کرامت انسانی به خیابان آمده‌اند. ائتلافی ایجابی که حذف و یا نادیده گرفتن جریان‌های موجود را موجه نمی‌داند. ضرورت تشکیل چنین ائتلاف جامعی از ابتدای جنبش "زن زندگی آزادی" به هزار زبان از سوی روشنفکران ایران بیان شد. چنین ائتلافی با حمایت نیروهای بشردوست جهان دوباره می‌تواند پا به میدان بگذارد. حضور حمایتی و بشردوستانه نیروهای بین‌المللی چتر حمایتی است بر جامعه مدنی اراده‌مند و شورمند به پا خاسته در ایران.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

(این وبلاگ پژواکی از انسان بودن، عدالت، اندیشه باز و آزادگی بشریت است)

کشته‌شدگان ۱۹ دی

  به یاد کشته‌شدگان ۱۹ دی ۱۹ دی، روزی که نامش با اندوه و سکوت گره خورد. در این روزها جان خود را از دست انسان دادند. انسان‌هایی امید آینده ...