۱۴۰۴ اسفند ۲۴, یکشنبه

چرا سکوت در برابر نقض حقوق بشر

 

چرا سکوت در برابر نقض حقوق بشر خطرناک‌ تر

 از خود نقض است


سکوت در برابر نقض حقوق بشر ، فقط یک بی‌واکنشی ساده نیست ؛ بلکه نوعی همراهی پنهان با ظلم است.

وقتی فرد یا جامعه‌ای در برابر بی‌عدالتی سکوت می‌کند ، در واقع به ناقض این پیام را می‌دهد که عملش قابل‌تحمل است و هزینه‌ای نخواهد داشت ، همین نبودِ هزینه باعث تکرار و حتی شدیدتر شدن نقض‌ها می‌شود ، تاریخ بارها نشان داده است که بسیاری از فجایع بزرگ نه فقط به‌خاطر عاملان آن ، بلکه به‌دلیل سکوت تماشاگران رخ داده‌اند ، سکوت ترس را عادی می‌کند و بی‌عدالتی را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌کند ، در چنین شرایطی قربانی نه‌تنها از حق خود محروم می‌شود ، بلکه احساس تنهایی و بی‌پناهی نیز می‌کند ، از سوی دیگر ، سکوت باعث از بین رفتن مرز بین درست و غلط در ذهن جامعه می‌شود و به‌مرور ارزش‌های انسانی را تضعیف می‌کند ، اگر نقض حقوق بشر را یک زخم بدانیم ، سکوت همان عاملی است که اجازه می‌دهد این زخم عمیق‌تر و عفونی‌تر شود ، در حالی‌که حتی کوچک‌ترین واکنش ، آگاهی‌رسانی یا اعتراض می‌تواند آغاز یک تغییر باشد ، بنابراین خطر سکوت کمتر از خود نقض نیست ، بلکه در بسیاری از مواقع زمینه‌ساز گسترش آن است ، شکستن سکوت اولین قدم برای دفاع از انسانیت است و هر صدایی ، حتی اگر کوچک باشد ، می‌تواند مانع تکرار یک بی‌عدالتی بزرگ شود.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

(این وبلاگ پژواکی از انسان بودن، عدالت، اندیشه باز و آزادگی بشریت است)

چهل روز جنگ در آینه عددها

  چهل روز جنگ در آینه عددها؛  وقتی آمار از رنج انسان‌های ایرانی می‌گوید چهل روز از جنگ گذشته و حالا روایت آن را می‌توان در میان عددها خواند؛...