۱۴۰۵ تیر ۲۱, یکشنبه

قفس

 «پرستویی در قفس»


تو فقط آواز نخواندی؛ تو روایت زنی بودی که در سرزمینی پر از دیوار، هنوز جرأت رؤیا دیدن دارد.


چه تلخ است که در کشوری، صدای زن جرم باشد؛ که موهای رها شده در باد، لباس زیبای یک زن، و چند نت موسیقی، ترس در دل صاحبان قدرت بیندازد. چه تلخ است که کنسرتی خیالی، از واقعیت این سرزمین واقعی‌تر باشد؛ سرزمینی که در آن بسیاری از آرزوها فقط در خیال اجازه زندگی دارند.


اما شلاق، هرگز نتوانسته صدایی را خاموش کند. زخم، هرگز نتوانسته رؤیایی را از بین ببرد. تاریخ بارها نشان داده است که آنچه می‌ماند، صدای انسان‌هایی است که از ترس عبور کردند، نه صدای کسانی که ترس را قانون کردند.


امروز شاید نام تو در کنار حکم و مجازات نوشته شود، اما فردا نامت در کنار شجاعت و ایستادگی خوانده خواهد شد. تو یادآوری کردی که زن بودن جرم نیست، زیبایی جرم نیست، آواز جرم نیست و آزادی، هرچقدر هم که به بند کشیده شود، باز راهی برای نفس کشیدن پیدا می‌کند.


برای تو، برای تمام زنانی که حق سادهٔ بودن را مطالبه می‌کنند، برای تمام صداهایی که اجازه خواندن ندارند، آرزو می‌کنم روزی برسد که هیچ زنی به خاطر صدایش، پوششش، هنر و حضورش مورد مجازات قرار نگیرد.


و آن روز، آوازها دیگر در کنسرت‌های خیالی خوانده نخواهند شد؛ زیر آسمان آزاد این سرزمین طنین خواهند انداخت.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

(این وبلاگ پژواکی از انسان بودن، عدالت، اندیشه باز و آزادگی بشریت است)

حکم اعدام دو بازداشتی

  حکم اعدام دو بازداشتی بامداد سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، حکم اعدام #ابوالفضل_سپاهی_بادجانی ۲۳ ساله و #امیرحسین_صفری_حسین‌آبادی ۲۹ ساله، از بازدا...